Seed Manga 164: در سرزمینی که میان قانون آهن و آیین کهن دو پاره شده، قهرمان داستان ناخواسته وارد اتحادهایی میشود که هیچوقت کاملا قابل اعتماد نیستند. نتیجه، روایتی آرامسوز با پیچهای تند و تنشهای احساسی عمیق است.
این چپتر برای من بیشتر از خود اتفاقات، به خاطر حالوهوایش جذاب بود. انگار داستان چند قدم عقب ایستاد تا فشار روانی شخصیتها را نشان بدهد و همین باعث شد پایانش تاثیر بیشتری داشته باشد.
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9867 #85]
Seed User 394
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۸
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9867 #84]
Seed User 369
۱۸ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۱۰
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9867 #98]
Seed User 583
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۱۷
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #31]
Seed User 481
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۰۴
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9867 #1]
Seed User 156
۳۰ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۵۲
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9867 #22]
Seed User 791
۱۳ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۰۰
چیزی که دوست داشتم این بود که پیروزی اینجا ساده و بدون هزینه نبود. شخصیتها مجبور شدند بین چند انتخاب بد یکی را بردارند و همین حس خطر را واقعیتر کرد.
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9867 #2]
Seed User 218
۱۵ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۱۷
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9867 #10]
Seed User 430
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۹
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9867 #56]
Seed User 505
۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۴۴
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9867 #36]
Seed User 696
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۰۴:۵۱
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9867 #7]
Seed User 513
۱۶ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۳:۲۸
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9867 #50]
Seed User 442
۲۴ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۵
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9867 #45]
Seed User 354
۱۲ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۰۰
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9867 #18]
Seed User 340
۲۶ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۳۱
منتظر چپتر بعدی هستم. [M9867 #39]
Seed User 728
۷ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۷
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9867 #51]
Seed User 299
۱ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۲۲
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #6]
Seed User 638
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۰۷
اگر همین کیفیت طراحی حفظ شود، این آرک میتواند یکی از بهترین بخشهای داستان باشد. مخصوصا ترکیب سایهها و قاببندیها خیلی چشمنواز بود. [M9867 #14]
Seed User 701
۱۵ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۵۹
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9867 #25]
Seed User 499
۲۴ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۹
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9867 #23]
Seed User 755
۳۰ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۵۹
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9867 #79]
Seed User 690
۲۱ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۰۲:۵۶
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9867 #32]
Seed User 827
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۲
منتظر چپتر بعدی هستم. [M9867 #13]
Seed User 796
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۰۴
این چپتر برای من بیشتر از خود اتفاقات، به خاطر حالوهوایش جذاب بود. انگار داستان چند قدم عقب ایستاد تا فشار روانی شخصیتها را نشان بدهد و همین باعث شد پایانش تاثیر بیشتری داشته باشد.
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9867 #92]
Seed User 369
۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۵۶
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #8]
Seed User 775
۲۳ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۴۰
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9867 #78]
Seed User 726
۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۳:۲۲
اگر همین کیفیت طراحی حفظ شود، این آرک میتواند یکی از بهترین بخشهای داستان باشد. مخصوصا ترکیب سایهها و قاببندیها خیلی چشمنواز بود. [M9867 #17]
Seed User 235
۶ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۷
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #69]
Seed User 468
۷ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۰۰
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #96]
Seed User 421
۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۳۲
چیزی که دوست داشتم این بود که پیروزی اینجا ساده و بدون هزینه نبود. شخصیتها مجبور شدند بین چند انتخاب بد یکی را بردارند و همین حس خطر را واقعیتر کرد.
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9867 #35]
Seed User 623
۱ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۰۸:۳۷
این چپتر برای من بیشتر از خود اتفاقات، به خاطر حالوهوایش جذاب بود. انگار داستان چند قدم عقب ایستاد تا فشار روانی شخصیتها را نشان بدهد و همین باعث شد پایانش تاثیر بیشتری داشته باشد.
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9867 #63]
Seed User 109
۳۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲۰:۳۱
چیزی که دوست داشتم این بود که پیروزی اینجا ساده و بدون هزینه نبود. شخصیتها مجبور شدند بین چند انتخاب بد یکی را بردارند و همین حس خطر را واقعیتر کرد.
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9867 #70]
Seed User 784
۲۴ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۲۶
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9867 #59]
Seed User 461
۲۱ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۳۱
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9867 #83]
Seed User 511
۹ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۴۸
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9867 #29]
Seed User 517
۲۷ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰:۰۰
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9867 #68]
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9867 #85]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #31]
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9867 #2]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #6]
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9867 #92]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #8]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #69]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9867 #96]
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9867 #35]
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9867 #63]
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9867 #70]