Seed Manga 212: در سرزمینی که میان قانون آهن و آیین کهن دو پاره شده، هر پیروزی بهایی دارد که توازن قدرت را عوض میکند. شایعهها به سلاح تبدیل میشوند و اعتماد کمیابترین دارایی میشود.
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9915 #27]
Seed User 533
۱۶ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۵۴
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #25]
Seed User 97
۱ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۳:۲۵
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9915 #59]
Seed User 771
۱ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۴۲
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9915 #64]
Seed User 647
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۳:۰۱
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9915 #53]
Seed User 70
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۱:۳۱
چیزی که دوست داشتم این بود که پیروزی اینجا ساده و بدون هزینه نبود. شخصیتها مجبور شدند بین چند انتخاب بد یکی را بردارند و همین حس خطر را واقعیتر کرد.
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9915 #32]
Seed User 625
۲۸ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۱
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9915 #24]
Seed User 573
۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۵۷
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9915 #31]
Seed User 763
۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۵:۰۹
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9915 #62]
Seed User 577
۱۸ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۳:۳۹
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9915 #3]
Seed User 142
۱۶ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۰۸
این چپتر برای من بیشتر از خود اتفاقات، به خاطر حالوهوایش جذاب بود. انگار داستان چند قدم عقب ایستاد تا فشار روانی شخصیتها را نشان بدهد و همین باعث شد پایانش تاثیر بیشتری داشته باشد.
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9915 #55]
Seed User 688
۸ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۲۸
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #76]
Seed User 201
۲۷ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۰۰
اگر همین کیفیت طراحی حفظ شود، این آرک میتواند یکی از بهترین بخشهای داستان باشد. مخصوصا ترکیب سایهها و قاببندیها خیلی چشمنواز بود. [M9915 #77]
Seed User 467
۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۰۰
منتظر چپتر بعدی هستم. [M9915 #100]
Seed User 296
۱۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۲۵
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9915 #45]
Seed User 802
۱۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۵۵
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9915 #44]
Seed User 227
۱۶ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۰۳
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9915 #78]
Seed User 10
۳۰ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۰۱
اگر همین کیفیت طراحی حفظ شود، این آرک میتواند یکی از بهترین بخشهای داستان باشد. مخصوصا ترکیب سایهها و قاببندیها خیلی چشمنواز بود. [M9915 #71]
Seed User 95
۶ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۹
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9915 #56]
Seed User 760
۳۰ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۴۵
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #28]
Seed User 764
۲۵ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۵۵
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9915 #38]
Seed User 469
۲۰ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۳۰
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9915 #41]
Seed User 391
۱۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۴۷
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #48]
Seed User 736
۲۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۹
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9915 #73]
Seed User 715
۱۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۳:۲۸
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9915 #17]
Seed User 225
۱۱ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۳۶
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9915 #18]
Seed User 311
۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۱۰
منتظر چپتر بعدی هستم. [M9915 #30]
Seed User 170
۱۵ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۰۳
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9915 #60]
Seed User 228
۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۱۲
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9915 #83]
Seed User 351
۹ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۰۷
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9915 #86]
Seed User 410
۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۸:۵۰
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #10]
Seed User 183
۱۴ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۳۳
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9915 #11]
Seed User 793
۲۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۵۸
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9915 #50]
Seed User 832
۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۶:۲۸
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #98]
Seed User 82
۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۲۰
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #90]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #25]
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9915 #32]
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9915 #55]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #76]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #28]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #48]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #10]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #98]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9915 #90]