Seed Manga 286: در شهری از هم گسیخته که خاطرهها مثل پول معامله میشوند، هر پیروزی بهایی دارد که توازن قدرت را عوض میکند. نتیجه، روایتی آرامسوز با پیچهای تند و تنشهای احساسی عمیق است.
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9989 #66]
Seed User 334
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۸
اگر همین کیفیت طراحی حفظ شود، این آرک میتواند یکی از بهترین بخشهای داستان باشد. مخصوصا ترکیب سایهها و قاببندیها خیلی چشمنواز بود. [M9989 #27]
Seed User 567
۱۴ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۵:۰۵
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9989 #89]
Seed User 572
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۳۶
ریتم این چپتر واقعا خوب بود. [M9989 #72]
Seed User 56
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۰۵
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9989 #46]
Seed User 465
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۲۷
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #70]
Seed User 489
۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۲
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9989 #42]
Seed User 764
۵ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۱۲
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9989 #63]
Seed User 606
۲۲ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۱۰
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9989 #90]
Seed User 635
۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۵۲
این چپتر برای من بیشتر از خود اتفاقات، به خاطر حالوهوایش جذاب بود. انگار داستان چند قدم عقب ایستاد تا فشار روانی شخصیتها را نشان بدهد و همین باعث شد پایانش تاثیر بیشتری داشته باشد.
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9989 #54]
Seed User 573
۳۱ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۵۳
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9989 #62]
Seed User 732
۸ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۱۲
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #78]
Seed User 15
۲۴ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۴۰
این چپتر برای من بیشتر از خود اتفاقات، به خاطر حالوهوایش جذاب بود. انگار داستان چند قدم عقب ایستاد تا فشار روانی شخصیتها را نشان بدهد و همین باعث شد پایانش تاثیر بیشتری داشته باشد.
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9989 #49]
Seed User 610
۲۴ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۰۴
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9989 #79]
Seed User 261
۱۰ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۴۶
این پیچش داستانی غافلگیرم کرد. [M9989 #2]
Seed User 194
۱۸ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۱۰
چیزی که دوست داشتم این بود که پیروزی اینجا ساده و بدون هزینه نبود. شخصیتها مجبور شدند بین چند انتخاب بد یکی را بردارند و همین حس خطر را واقعیتر کرد.
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9989 #5]
Seed User 124
۱۸ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۲۸
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9989 #58]
Seed User 446
۱۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۲۱
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #9]
Seed User 236
۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۵۱
اول فکر کردم این قسمت قرار است فقط یک چپتر گذار باشد، ولی چند جزئیات کوچک باعث شد نظرم عوض شود. مخصوصا آن اشاره کوتاه وسط گفتوگو که احتمالا بعدا اهمیت پیدا میکند.
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #53]
Seed User 393
۱۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۶
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9989 #18]
Seed User 312
۷ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۵۱
اگر همین کیفیت طراحی حفظ شود، این آرک میتواند یکی از بهترین بخشهای داستان باشد. مخصوصا ترکیب سایهها و قاببندیها خیلی چشمنواز بود. [M9989 #17]
Seed User 230
۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۵۸
طراحی پنلها خیلی تمیز شده. [M9989 #73]
Seed User 641
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۱۱
ترجمه روان و قابل فهم بود. [M9989 #45]
Seed User 708
۲ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۰۸
فضاسازی این بخش را دوست داشتم. [M9989 #100]
Seed User 429
۲۱ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۲۱
منتظر چپتر بعدی هستم. [M9989 #86]
Seed User 433
۱۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۴۳
منتظر چپتر بعدی هستم. [M9989 #11]
Seed User 710
۲۶ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۵۳
چیزی که دوست داشتم این بود که پیروزی اینجا ساده و بدون هزینه نبود. شخصیتها مجبور شدند بین چند انتخاب بد یکی را بردارند و همین حس خطر را واقعیتر کرد.
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9989 #81]
Seed User 511
۲۲ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۰۵:۳۵
قسمت اکشن خوب بود، اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد واکنش شخصیتهای فرعی بود. حس میکنم نویسنده دارد برای یک درگیری بزرگتر زمینهچینی میکند. [M9989 #26]
Seed User 371
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۵۱
به نظرم شخصیت اصلی کمکم دارد تصمیمهای پختهتری میگیرد. هنوز اشتباه میکند، ولی همین باعث میشود مسیرش باورپذیرتر باشد. [M9989 #6]
Seed User 745
۱۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۰۹
این چپتر نسبت به چند قسمت قبل ضرباهنگ بهتری داشت. هم دیالوگها جلوبرنده بودند، هم اتفاقات بیدلیل کش داده نشدند. [M9989 #28]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #70]
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9989 #54]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #78]
به نظرم اگر در ادامه کمی بیشتر به انگیزه شخصیتهای فرعی پرداخته شود، این آرک خیلی بهتر میتواند روی پای خودش بایستد. [M9989 #49]
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9989 #5]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #9]
اگر نویسنده همین آرامآرام جلو بردن رازها را ادامه بدهد، داستان خیلی راحت میتواند خواننده را تا چند آرک دیگر نگه دارد. [M9989 #53]
از طرفی چند دیالوگ هنوز کمی مستقیم بود، ولی در مجموع ریتم، طراحی و پایانبندی چپتر خوب کنار هم نشستند. [M9989 #81]